أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
580
مناقب العارفين ( فارسى )
« 3 / 566 » همچنان گويند در آن ايّام كه نقل خواست فرموذن سه شبانروزى اصلا به كسى سخن نگفت و هم كسى را مجال سخن گفتن نبوذ ؛ حرم مولانا پيش آمذه سر نهاذ و از كيفيّت آن انزعاج و انقباض باز « 3 » پرسيذ ؛ فرموذ كه در فكر مرگم كه چون خواهذ بوذن « 4 » شعر ( هزج ) ببين جانهاى آن شيران در آن بيشه ز اجل لرزان « 6 » * كز آن شيرِ اجل شيران نمىميزند الّا خون فرياذ از نهاذ او برآمذه چند ساعتى لا يعقل گشته بوذ « 8 » « 3 / 567 » همچنان در آن روزها در مدرسهء مبارك « 9 » خوذ سير مىفرموذ و نعرهها مىزذ و آههاى عظيم مىكرد ؛ مگر در خانه گربهء بوذ ، پيش آمذ و بزارى تمام بانگ مىزذ و فرياذ مىكرد ؛ حضرت مولانا تبسّم فرموذه گفت : مىدانيذ كه اين گربهء مسكين چه مىگويذ ؟ گفتند : نى ؛ گفت : مىگويذ كه شما را به مباركى درين ايّام عزيمت ملك بالاست و به وطن اصلى مىرويذ ؛ من بيچاره چه خواهم كردن ؟ تمامت ياران فرياذ كنان بىهوش گشتند ؛ بعد از رحلت حضرتش هفت شبانروزى آن گربه آب و طعام نخورد و بمرد ، خدمت فرزند مولانا ملكه خاتون او را در كفن پيچيذ « 17 » و در جوار تربهء مبارك دفن كرده ، جهت ياران حلوائى ساختند
--> ( 3 / 566 - 3 / 567 ) Z 163 آ B 152 ب K 357 87 ، II , H ؛ 3 ، II , T ( 3 ) باز ZB : آن K ( 4 ) بوذن ZB : بود K ( 6 ) لرزان Z : ترسان BK ( 8 ) بوذ K : بود دران B - Z ( 9 ) مبارك hZBK : - Z ( 17 ) پيچيد و K : پيچيده و B پيچيذ Z